مداد رنگی

داستان کوتاه-ادبی
 
لب بشقابی ها
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٤  

 

 

چند سال پیش در «سفرنامه‌ی برادران امیدوار» مطالبی راجع به قبیله‌ی آفریقایی به نام « لب بشقابی ها » خواندم و اتفاقا چند روز پیش در کلوب چند عکس از آنها دیدم .در میان آنها مرسوم است که برای جلوگیری از دزدیده شدن زنها توسط سایر قبایل آنها را به شکلی مخوف در می‌آورند . به این شکل که در کودکی از لب آنها سوزنی عبور داده و به مرور زمان قطر این سوزن را افزایش میدهند .چون مردهای آنها هم مثل مردهای مسلمان حشری بی فرهنگ و غیر قابل کنترلند .در ممالک متمدن زنان به هر شکل و ظاهری که دوست دارند و آنها را زیبا و خوشایند میسازد در میایند و هیچ مشکلی پیش نمیاید ولی دربین ممالک وحشی و بی فرهنگ یا باید چادر چاقچول پوشید یا روبنده بست یا لب بشقابی بود .

 

دو عکس دیگر از زنان لب بشقابی در ادامه‌ی مطالب

 

 



 
مدیریت زمان در ولنتاین دی
ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢۱  

قابل توجه عزیزانی که در زمینه‌ی مدیریت زمان مشکل دارند و روز فرخنده و ملی (!) ولنتاین نمیتوانند به تمام قرار و مدارهایشان برسند :
جهت رفاه حال شما عزیزان روز 29 بهمن روز سپندار مذ در نظر گرفته شده که شما میتوانید هم ایرانی بودن خود را ثابت کنید هم به باقی قرارهای عاشقانه‌تان برسید در ضمن تابلو هم نمیشود که ولنتاین کجا بودید و با کی بودید و کسی رو به عارضه‌ی پیچ دچار کرده‌اید یا خیر .
و آن دسته از عزیزانی که این دو روز کفاف حالشان را نمیدهد بهتر است که هفته‌ی ولنتاین در نظر بگیرند . تعداد کافی کادو و کارت تبریک تهیه نموده و یک اس‌ا‌م‌اس با مضمون زیر نوشته و« سند توو آل »کنند :
یگانه محبوب قلبم
من بیشتر از این نمیتوانم منتظر زیبا روز ولنتاین بمونم
میخواهم اواین فرصت تو رو ببینم

 
پی‌نوشت 1 : این فقط یک پیشنهاد بود و نویسنده هیچگونه تعهدی نسبت به کارایی و اثر بخشی آن ندارد .
پی‌نوشت 2:یکی نیست به نویسنده بگوید تو اگر خیلی مردی یک مدیریت زمان برای کنکور 24 بهمن داشته باش ... لطفا !



 
فرض کن ...
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٧  

فرض کن مجبور باشی آزمون تافل بدی واسه اینکه کلاس
tiny talk راهت بدن

فرض کن آزمون تکاوری ارشد بدی واسه اینکه بتونی بری کلاس رقص
عربی

فرض کن کنکور ارشد بدی واسه اینکه بری دانشگاه !!!

 



 
بزرگترین سوتی رضا شاه
ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٥  

به نظر من رضا شاه هر کاری که بلد بود بچه تربیت کردن بلد نبود.حقش بود که مقبره‌اش را خراب کنند و به جایش توالت عمومی بسازند (..ابتکار رو دارید ؟!!خداییش هنر نزد ایرانیان است و بس ! ) .آخر آدم هر چقدر هم که بی عقل باشد بچه‌اش را برای تحصیل علم کشور داری به سوئیس نمیفرستد .می‌گذارد بچه‌اش با چندتا لات و لوت بگردد و چند تا فحش خواهر و مادر یاد بگیرد تا در آینده لااقل از پس خودش بر بیاید .اصلا بچه را میگذارد حوزه تا همه جور جنگولک بازی را یک باره بیاموزد . چه کسی گفته که دین از سیاست جداست . تاریخ خودش نشان داد که تحصیلات آنچنانی به هیچ درد شاه خائن وطن فروش نخورد .تازه مردم ایران خیلی نجابت به خرج دادند که سرش را مثل لویی شانزدهم به گیوتین نسپردند(البته گیوتین که سوسول بازیست ! مگه ما خودمون سنگسار و تیربارون نداریم ؟! هم مطمئن تره هم هم اسلامی تر) .
سرزمینهای کفر که بستر همه جور فسق و فجور میباشد کجا و کشور متمدن اسلامی ما کجا ؟ دادگستری که باید به درددل مردم برسد و عدل و داد را در کشور بگستراند در کشور سوئیس فقط بیست روز در سال باز است . بقیه سال معلوم نیست چه غلطی میکنند .بعد می‌خواهند به ما نظام اداری و کشور داری یاد بدهند ؟! . ما خودمان به کوری چشم استکبار هر هفته چند دادگاه و دادگستری راه می‌اندازیم که در تمام طول سال هم باز هستند و به ملت شریف خالصانه خدمت میکنند .