مداد رنگی

داستان کوتاه-ادبی
 
آدمها میان و میرن
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٩  

آدمهای دور و بر ما میان و میرن مهم اینه که قدرشون رو بدونیم و از با هم بودن لذت ببریم .وقتی هم که رفتن...خوب دیگه رفتن !  مهم اون لحظه هایی هستند که با هم بودیم .لحظات خوبش خاطرات قشنگی هستند که توی قلب ما می مونند و لحظات تلخش هم همگی تجربیاتی ارزشمندند . تا وقتی آدمهای جدید میان دوباره اون اشتباهات رو تکرار نکنیم .

آدمها میان و میرن و استانداردهای ما رو تغییر میدن .کلی از ما یاد میگیرند و کلی به ما یاد میدهند .اونا  باید  بیان  تا لذت با هم بودن رو تجربه کنیم و باید برن چون آدمهای دیگه ای توی راه هستند .

برای همه ی کسانی که آمدند و رفتند آرزوی خوشبختی می کنم و امیدوارم قشنگترین و بهترین لحظه ها در انتظارشون باشه و به تمام آرزوهای دور و نزدیکشون برسند.

(البته همه حواسمون باشه که چی آرزو میکنیم !)

      

                                 *    *     *

 

پاورقی : «جود لاو» در سکانس آخر فیلم الفی جزء  دستاوردهاش میگه : آزادی هام هنوز سر جاشه و مجردم !