مداد رنگی

داستان کوتاه-ادبی
 
شست در مقابل جنبه
ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٥  

وقتی یک بار جواب سلامشون رو میدی : انتظار دارند هر کجا که دیدیشون بهشون لبخند بزنی و ابراز آشنایی کنی
وقتی اتفاقی شماره تلفنت رو گیر میارن : ممیمیرند اگر زنگ نزنند و پیشنهاد دوستی ندهند
وقتی ازشون جزوه میگیری : انتظار دارند فرداش بری خونشون
وقتی دو بار بری به 360 شون سر بزنی : انتظار دارند حتما یک قرار ملاقات توی کافی شاپ بگذارند

یعنی یک جورایی باید همیشه شستت جلوی چشمشون باشه .اگه خدایی نکرده یه ذره باهاشون محترمانه برخورد کنی ....