مداد رنگی

داستان کوتاه-ادبی
 
زنهای سرزمین من ...
ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٤  

در سرزمین من...

هیچ کوچه ای به نام هیچ زنی نیست و هیچ خیابانی....

بن بست ها ... اما فقط زنها را می شناسد!

انگار در سرزمین من، سهم زنها از رودخانه ها، تنها پل هایی ست که پشت سر آدمها خراب شده اند !

(این رو یک جایی خوندم!‌)