مداد رنگی

داستان کوتاه-ادبی
 
پیچ محترمانه
ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٦  

+ عزیزم تو خیلی خوبی...داری به پای من حیف می‌شی

+من خوشبختی تو رو می‌خوام وبا وجود این که قلبم به درد میاد ولی باید از وجود نازنینت دست بکشم

+جدایی از تو برای من مثل قطع عضو میمونه ولی واسه خوشبختی تو من هر کاری می‌کنم...

 

حرف های تکراری در یک داستان تکراری.داستان پیچ محترمانه !!