مداد رنگی

داستان کوتاه-ادبی
 
حس
ساعت ٢:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢۸  

اصلا از کجا معلوم این رنگی که من میبینم با اونی که تو می بینی یکی باشه ؟!اصلا کی گفته این بویی که به دماغ من میخوره همونیه که به دماغ تو خورده ؟!از کجا معلوم گلهایی که من میبینم شکل سنگ پاهایی نباشن که تو میبینی (یا بر عکس !) ؟وقتی تو سیگار دستت میگیری و بو میکنی از کجا معلوم بوی گلابی نمیده ؟شلید حس خیسی یکی، مثل حس گرمی یکی دیگه باشه .مثل اینکه یکی عاشق میشه یکی میگه عادته .یکی از عشقهاش میگه یکی از شکهاش .یکی درد دل میکنه یکی شِر میشنوه !